باشد تو چاقی مام خریم!
باشد باشد! همه رو هم با تلاش و کوشش و پشت کار شبانه روزی گرفتی!
در یک کلمه خلاصه اش کنم
تخماتیک ک...شر!
....
وای ببخشید که مشکلی ندارم تو زندگی ام! من ازتون عذر میخوام
....
ببخشید که شخصیت تخمی ام دارم
....
تف بهت آرتا گه خوردی همچین چیزی
....
کاش مغزم هوا بخوره خستم
....
گفت احساس دونی ات خراب شده! هیچی حس نمیکنی خشکی ! نمیدونم!
حس پوچی و خالی بودن میکنم
به قول اون جمله میگفت میدونی اون کیف خالی که پرت گردی هیچ احساسی نداره من هم!
شایدم اشتباه میکنم!
فکر میکردم اون داره از روم تقلب و ادا ام در میاره ولی گفتش تو کلا از رو بقیه الگو میگیری و فلان فکر نمیکردم کلا اونی که الگو میگیره بین آدما من باشم فکر میکردم فلانی از روم الگو!
....
بیخیالش دلم میخواد فقط تکیه بدم چشمام ببندم و قائم بشم! خیلی زیاد دلم میخواد مچاله و قایم بشم نمیتونم خودم ببینم نمیتونم هیچی ببینم دلم میخواد مچاله بشم
ریدم تو حال بدم ریدم به کندی ام ریدم به همه چی!
....
آخرین چیزی که میخوام شبیه شدن به کسی و خب زارت! بیخیال!
به وقت شهر گردی
و زنده نگه داشتن انسان های غمگین و خوب نه!
....
یادم باشه بعدا بگمچرا یکی پیک می! دختره پیکمی!
واسه اولین بار
حالم بد میکنن!
....
امشب سگی ام که اینارو نگه داشت؟ یا شاید تصور ام اینه! ولی اینکه یه روز ولشون کنی این بشه آره درک میکنم حرفش!
....
اوکی سگ درونم خیلی حاره خیلییییییییییی میرینه رد میشه!
همون مهار اش کنیم فکر کنم!
پاشم فردا ببرمش دکتر!
یه بار یه جمله ای گفتش الان حس کردم یه روز باید به اون بگم! تو گریه نمیکنی ولی چیزی که میگی خیلی دردناکه پس من دارم به جات گریه میکنم!
یه همچین چیزی! آره خلاصه!
.....
ترکیب تاریکی ، صدای بارون، سرما، کیسه آب گرم و پتوی سنگین جون میده برای اینکه تا ابد بخوابی!
...
هر روز با اینکه از ترم های دیگه بیشتر درس میخونم از خودم بیشتر نا امید میشم! هی نا امید تر هی احساس خنگی بیشتر هی احساس بی سوادی و هیچی بلد نبودن!
..
رابطه مژه و ابرو من با کنکور این شکلی که میگه کنکور داری؟ پس ما میریزیم عین سگ! خب چرا؟ چه مرگتونه؟ چرا شما ها تپ تپ میوفتین؟ اصلا خب ؟!
موهامم که یه ۵ سالی هست از خودکشی و سقوط کردن دست برنداشتند! عالیه!
....
آقا یه چیزی خوندم گفت یکیش دارونما یکیش واقعی و اصلا این قضیه فیلان نمیشه که بهمان بشه فقط تا ۷۰ درصد بهتر میشه این شکلیه! چمیدونم ! قضیه چرت!
...
تو خواب داشتم میگفتم حاجی این شعور نداره درست از اینا استفاده کنه حجم سو استفاده کردنش از استفاده کردنش بیشتره!
وای باز یادم اومد هر امتحان میان ادا در میارن وای وای وای ما ریدیم ولی بالای ۱۸ میشن وای حالم از این رفتار بچه های مدرسه های خاص بهم میخوره وای ! ما هیچی نخوندیم ما ریدیم برو دیگه عنش در اومد!
....
ولکام به دوره ۵۳ تا چایی در روز و از استرس هی خوابت اومدن!
....
وای آرتا ریدم به مغزت
....
چند وقت دارم فکرومیکنم سگ درونم آزاد کنم بعد نمیدونم سگ درونم میاد همه رو پاره میکنه یا اینقدر آزادش نکردم یه گوشه میشینه میو میو میکنه! نمیدونم خیلی وقت بهش سر نزدم و این مدت همیشه رو کیوت مود بودم! نمیدونم سگ درونم چه شکلی شده! ولی خیلی دلم براش تنگ شده واسه خر خر کردن و لبخند نزدن و الکی نگفتن وای اینطوری وای اونطوری و فقط رو یکی فکوس کردن و.. میدونی! نمیدونم چطوری بگم سگ درون جالبه! شایدم نیست من فکر میکنم هست!
...
از حجم استرس موقع باز کردن این کتاب و فکر المپیاد و کنکور و هر کوفتی دوس دارم مغزم در بیارم پرت کنم تو دیوار و به تیکه هاش رو دیوار نگاه کنم !
اگر زنده موندم یادم باشه دلم میخواست یکی از کارایی که انجام بدم عضو اون ملی بشم! خیلی زیاد خیلی خیلی زیاد! و خب به عنوان هدف کوتاه مدت میتونم بگم که خب باشه این هدف کوتاه مدت ام ولی خب به قول ب هدف ما که این مسخره بازی ها نیست خفن بودن در سطوح بالاتره ولی خب ! آره خلاصه بیاین خودمون واسه این قضیه پاره کنیم!
بعد برای ب و برای هر چیزی بیایم واسه این قضیه خودمون رو پاره!
خیلی وقت بود دستام اینطوری خرکی نلرزیده بودش لعنت بهت! چته تو؟ چرا داری به گا میری؟! بس کن!
و بله ! چمیدونم خوب میشم! بدرک که خوب نیستم درس دارم!
پرهام از اینکه گوشی داره تو دستم میلرزه ریخته!
بیخیال!
حاجی حس اش بد دردیه! تا مغز استخون هم فرو میره کاریش نمیشه کرد! واقعا تنها حسی که کاریش نمیشه کرد! هعی! تف توش! ....
....
حالم از کابوس های که میبینم بهم میخوره! یعنی کابوس نیست یه چیز عادی که یه بخشی اش مغزت رو ریز ریز میجوه و این رو مغز ترین چیزه!
.....
جمله بزرگی بود :
آدم مثل میله است
شاید ۱۰۰ بار خم و راست بشه
اخر میشکنه
تتو کنی هم کمه!
واقعا این ادا ریدم وای بد دادم بعد خوب میشین هنوز که هنوز د کانم نرفته عنش در اومد دیگه!
....
چرا حس میکنم داره ادا من در و در عین حال ک...شر زیاد میگه؟
بیخیال حس الکی!
....
چرا بهم نگفته بود؟
مگه من با اون یکی ام؟! اییی!
....
کاش یکی منو ببره یه جای دور مغزم بشوره برگردونه! دیگه واقعا همه چیز خفقان است!
...
یا خودش میگه یا من ادم پرسیدن از چهارتا چلغوز رندوم ناشناس ندازم این چطوری اوکیه آمار از این و اون بپرسه ؟! وات د هل؟!
....
چرا اینقدر کبود ام؟ پاهام دستام؟! کج و کوله!
تو بچگی ام همینطوری بودم همش کبود بود پاهام یکی از دلایل خوب یا بد یا شانس یا غیره! یا از پله ها یا از دوچرخه یعنی خب میدونی؟ هرچی ام میشد کسی شک نه! نمیدونم! چی بگم!
....
بچه ها جونم تیکه کلام خودتون داشته باشین اینطوری خیلی لوس هستش!
دلم همون میخواد ولی وقتی بهش فکر میکنم چشمام از حدقه میزنه بیرون و اینطوری ام نه نه فکرش رو نکن!
خوبی؟
نه ، ممنون
...
بچه درونم میخواد بره زیر میز قائم بشه و پیش اش خوابش ببره! ریدم به بچه درونم و ترس هاش و هر کوفتی !
....
بده که حس میکنم خوب نیست! بده!
من هر ۲ دقیقه یه بار: با خودت چی فکر کردی؟ به چه دردی میخوری! الان مثلا خیلی خوندی؟ خیلی بارت؟ الان مثلا فکرمیکنی خیلی بلدی؟ فکر میکنی از بقیه رقیب هات بهتری مثلا؟ الان فکرکردی نفر های اول کنکور ارشد مثل تو ان؟ دارن خودشون پاره میکنن تو چیکار میکنی؟ فکرکردی چی؟ الان مثلا میتونی کتاب تموم کنی؟ فکر میکنی فیزیولوژی بارته؟ الان بقیه درس ها رو بلدی مثلا؟ چیکار کردی چند تا کتاب بارته؟ چقدر تکست بوک خوندی؟ عقب افتاده خنگ و بدرد نخور ! چی مثلا ۷ ساعت خوندی شق القمر کردی؟ الان مثلا صبح ها بخوابی بهت مدال طلا میدن؟ به چه دردی میخوری؟
....
بچه ها کسی که روحت لمس کرده ! روحت لمس کرده دیگه! چی بگم والا! If you know you know
.....
نباید دخالت کنم اصلا نباید بپرسم چون بی فایده است!
.
من ریدم تو اون ک... شر های امیدوار کننداتون که واقعا باورم شده بود و منتظر چیزی بودم
واقعا مسخره بود شوخی ایش هم! وای چقدر بانمکی شما!
....
چه روشن فکر و گنگ بودم الان کل باور هام گذاشتم یه گوشه دارم از نو میچینمشون نمیدونم خوبه یا بد!
....
همش میگه تو چرا خوب نشدی تو چرا اورتینک ات خوب نشده خودم کم به خودم میگم یکی دیگه ام اضافه شد که هی بگه تو چرا خوب نشدی تو چرا خوب نیستی چرا اورتینک میکنی چرا چرا چرا! من چمیدونم چرا!
حالا تو تصور کن اینی که خودش اوکی با دارو و فیلان داره این میگه فکر کن خانواده چی میگفتن! یا ۵ تن+
....
گفت جای ترکش اش اینطوری کاری نمیشه کرد خب چیکار کنم!
....
یه طوری سر هستم! حس میکنم سر بودن خیلی اسف ناک و نا امید کننده است! واسه همین خیلی از خودم نا امید هستم!
معده درد و تموم شدن قرص ها!
....
باید عرض کنم که تصورتام نسبت بهش خیلی خوبه!
خیلی بی عرضه ای آرتا نتونستی تو این ماه فیزیولوژی تموم کنی خنگ بی عرضه تف بهت واقعا به چه دردی میخوری واقعا؟!
چرا وقتی اینقدر بی عرضه ای فکر میکنی یه عنی میشی؟ چی میخوای بشی به چه دردی میخوری؟ بدرک که ۷ ساعت درس میخونی ۱۰ ساعت بخون بی عرضه!
کاش بشه بیشتر تو خودم فرو برم چرا اون حرف زدم! خاک بر سرم کنن!
تو ۵ روز ۴۰ و اندی صفه تموم شد کندم بازم خوشم نیومد! ایش!
از صفه ۳۹۲ رسیدم ۴۴۰! ولی خب!
میبینم که سوتی دادی و ماله نکش و فیلان! که حالا یهو هرچی بین ما سه تا هست به بقیه چه؟ اون موقع که ثانیه به ثانیه فیلان هی هی! ها ها! بیخیال ماله نکش فرزندم ماله نکش
( بحث مرتبط با دانشگاه و افراد اش نیست+)
.....
حس جدید!
گاها دوس دارم کل رفرنس های جهان بجوم و افسوس بخورم چرا رفرنس کم خوندم بیشتر نخوندم و...
گاها دوس دارم شدیدا ساعت ها درس بخونم و این خیلی جدید تر !
....
داره بارون میاد و من از کل بارون یه صدا از پشت پنجره تو اتاقم شنیدم! جالبه!
تاحالا تو خواب از خواب بیدار شدین و شروع کنین تعریف کردن و تحلیل کردن خوابتون؟ درحالی که خوابین؟ عجیبه!
تو خواب از خواب بیدار شدم خوابم نوشتم تحلیل کردم و بحث کردم سرش و حتی تعریف اش کردم !
خواب ی رو دیدم
....
یه پتو زیر یه پتو قدر کرسی روم باز اینقدر حس یخ زدگی داشتم کیسه آب گرم که دستت بسوزونه گذاشتم کنارم و رو دستام و پتو سفت پیچیدم دورم مگر خوابم ببره در حالی که سرم بستم از سردرد بعد میگه حس من داشتی تاحالا؟ نه داداش نداشتم
....
تا رشت رفت و برگشت خری ایح ایح ایح این جمله رو فقط باید بدونی تا بدونی!
ذکر امروز: رفتم پشتبوم قالی بتکونم قالی خاک نداشت خودم تکوندم!
...
دختره گ... مارو اینقدر تو این ور اون ور نوشت وای پسره نگام کرد عاشقم شده! فکر کنم مگس نر ام از کنارش رد شه این بیاد بگه میخواست بهم شماره بده رها کن شوهر علی! وا! والا!
....
باز میگه چرا؟ چونکه باید لپ های سان لانگ کشید بوجی بوجی کرد! هی نگین وای چرا؟! خودم ام علت اش نمیدانم!
....
به شکل پلشتانه ای ازش خوشم اومد!؟ خوشم اومد! چمیدونم!
....
آخرش یه روز خل میشم!
....
بیوتکنولوژی تخمی جلو نمیره هیچی ام نداره یعنی واقعا هیچی نداره ولی کند پیش میره
عوض اش فیزیوافتاده رو دور ۲ ایکس ولی بازم عقب ام
از اصول میترسم و کلا ریدم به این زندگی !
و شاعر میگه من ریدم توی این وضع! سک سکه خوب شد کمر درد تکون نخوری شروع شد
حس میکنم به جای این سن اشون ۹۵ سالشونه! شایدم من حساس شدم! چمیدونم!
خودش خیلی خوبه رفیقاش چش بازار کور کردن.
.....
آقا من به شخصه ریدم به سر در یه سری طرحواره ها! اولا که فلانی گه نخوره که فلان چیز داره نداره الکی گهش میخوره خوشم نمیاد
دوما هر دفعه باز من ریدم به طرحواره خودم حتی! کلا ریدم سر در طرحواره ها چطور بگم؟ انگار وارد یه دنیای جدیدی میشی که باز ریدم بهش کلا بگذریم!
...
حس گیف جانی دپ هر دفعه یه چی ازش میبینم!
...
بچه ها من نسبت به کل دستام خیلی انسکیور هستم و یحتمل اینو کمتر کسی میدونه ولی خب نسبت به کل دستم از انگشت هام تا بازو هام و... آره!
....
اولین بار تو ۱۴ ۱۵ سالگی این شعر اخوان خوندم میدونم اینقدر همون بخش اش خوندم تا بفهم اش نمیدونم یه طوری بودش خیلی خوندمش؟! چرا؟ نمیدونم!
.
امروز عین خرس چیزای مضر و پر چرب و شیرین خوردم و ۵ کیلو حس میکنم اضافه شد به وزن ام تف
عدم از جا بلند شدن درم رخنه کرده بیشتر از نیم ساعت نشستم تو تختم سرم گرفتم و چشمام بستم و به هیچی فکر میکنم!
واقعا مردم؟ تاحالا بهش فکر نکردم چقدر مردم!
کی میگه ایگو داره اون از من بدتره!؟ چمیدونم! حوصله فکر کردن به بقیه رو ندارم فقط میخوام از جا کنده شم برم یه گهی بخورم
از ۹ صب تو جا زل زدم به افق حتی حال چک کردن پیام هام هم ندارم
چقدر از پارسال ترک هام عمیق تر شده و دارم میشکافم!
نگران ب ام نگران اینکه بیست نشدم نگران زندگی ام!
سان لانگ قشنگم دلسوزی پشت حرفات دلسوزی و غصه رو حس کردم سان لانگ قشنگم!
گاهی وقتا؟ همیشه!
از خودم میپرسم وقتی اینقدر مزخرف و بی عرضه ای واسه چی داری تلاش میکنی؟ اصلا داری تلاش میکنی؟ داری چیکار میکنی؟ چی هستی؟ کجای کاری؟ کجای زندگی ات هستی؟ چه پیشرفتی کردی!؟ به چه دردی میخوری؟! کو عقل؟ کو چیزی که باعث افتخار بشه؟ هیچی ! هیچی نیستش! تو هیچ جا! هیچی! به چی خوشحالی؟ واسه چی مثلا دلت خوش کردی؟ چه دست آورد مهمی داشتی؟ چیو یاد داری؟ چی بلدی؟ سود ات چیه؟ فایده ات چیه؟ چه جایی داری ! چه جایگاهی هستی؟ اصلا چی هستی؟
و هیچی! از ششم دبستان تا همین الان که اون متن رو نوشتم هیچی! واقعا هیچی! انگار یه عروسک خیمه شبازی کثافت ام! لق میخورم این ور اون ور! فوقش بشم درس عبرت بقیه!
چی هستی؟ واقعا چی هستی ارتا؟ کجای زندگی پیشرفت کردی؟ چی قبول شدی؟ کی روت تاحالا حساب کرده؟ کی گفته این میتونه کار درست در ییاره؟ کجا شجاع بودی ؟ کجا آدم بودی؟ کجا تا تهش رفته بودی؟ حتی ایکیو ات هم بالا نیست! حتی!
یعنی یه حتی ساده ام نداری؟!
واقعا چی؟ تهش چی هستی؟ چی ؟ چی ؟ چی ؟ چی ؟ هیچییییی هیچی نیستی! هیچی بلد نیستی! هیچی حفظ نکردی! هیچی نمیتونی! کنکور رو گند زدی ! الان داری گند میزنی! زندگی ات کلش گند بوده! و همش چی؟ وای من بدبختم! بدرک ! به جهنم! برو بمیر اگر بدبختی!
بی عرضه ! بی خاصیت برو بمیر خب! حتی عرضه مردن هم نداری! ببین حتی عرضه این کار رو نداری! عرضه زندگی نداری عرضه مردن نداری عرضه ۲۰ شدن نداری عرضه چیو داری پس؟
پس برای چی آدم ها ببیننت؟ که چی؟ که چیکار کردی!
که تو زندگی ات چی بودی؟ چی هستی؟ یه بی عرضه هیچی! هیچ کاره بی وجود!
حالم از دیدنت بهم میخوره! هیچ چیزی نداری هیچی! واقعا حالم ازت بهم میخوره!
همون بهتر که بمیری
بری تو یه غاری بری یه گوری اصلا مثل مرتاز ها باشی از این بهتر! که چی!
چی میخونی؟ چه درسی میخونی؟! چه تلاشی داری میکنی؟ کو خلاصه نویسی هایی که بدرد ات خورد؟ کو فایده کارایی که میکنی؟ چیکار داری میکنی! هیچی هیچی نیستی! هیچی ! واقعا هیچی !
واقعا چرا؟ هیچ مدالی ! هیچ دست آوردی! اصلا واقعا تو زندگی ات چی داری؟ مثلا تلاش کردی به کجا رسیدی؟! مثلا چی کار کردی؟ چی شدی؟ کو نتیجه تلاش هات؟ اصلا کو سخت کوشی ات!؟ کو ! کجایی! چی هستی!
به چه دردی میخوری! تو زندگی ات! تو هرجایی تو هر چیزی! حتی معمولی ام نیستی حتی کمتر از معمولی هستی! حتی تیزهوشان هم نبودی! حتی !
یعنی حتی های ساده رو هم نداری! واسه چی ایستادی؟ برای چی تلاش میکنی اصلا! همین حالا واسه چی درس میخونی؟ واقعا واسه چی درس میخونی؟
واقعا واسه چی داری کاری رو انجام میدی که چی بشه؟ که بعدش بفهمن مثل همه زندگی ات یه گه بی خاصیتی و بگن ما تلاش امون براش کردیم ولی اون یه گه بی خاصیت بود که بازده نداشت؟ بیشتر از این هستی؟ به چی دل خوش کردی و حس میکنی بیشتر از اون هستی؟
چی هستی؟ واقعا چی هستی آرتا!
حالم بهم میزنی! ضعیف بی مصرف! بابت تک به تک ریز به ریز وجودت اصلا واسه وجودت قیافه ات ژنتیک ات صدات حرف زدنت فکر کردنت ترسو بودنت بی اعتماد به نفس بودنت وجودت! واسه وجودت حالم بهم میزنی واسه بی دست آور بودنت واسه تلاش هات که مرگ ام نداره واسه بی سوادی ات واسه هرچیزی که هستی واسه نقاشی های مزخرف ات واسه خود مزخرف ات واسه نوشتن ات واسه حضورت واسه راه رفتن ات واسه قد ات واسه دست های زشت ات واسه صورت مسخره ات واسه زیر چشم های گود ات واسه افکارت واسه تمام چیزایی که تو زندگی خوندی واسه اتفاقایی که برات افتاده واسه اینکه هستی واسه اینکه زنده ای واسه همه چی واسه تک تک چیز ها واسه ایکیو ات واسه تلاش نکردن هات واسه تلاش کردن هات واسه نمره هات واسه خاطراتت واسه گریه هات واسه همه چی ! واسه همه چی آرتا واسه همه چی حالم ازت بهم میخوره! کاش تو من نبودی! کاش من تو نبودم! واسه همه چی! واسه همه چی حالم ازت بهم میخوره واسه ذوق کردن هات واسه ذوق نکردن هات واسه استرس هات واسه همه چی! به طور کل همشون بی خاصیت و چرند و بی ارزش هستن! همشون! همشون! همشون! همشون ! همشون! همشون! همشون ! همشون ! همه همه همه همه اشون! تموم شد رفت!
تو؟ دلسوز بدبخت! احمق! بی فکر! ننر! لوس! بی سواد بی عقل! همینی! لوسی مسخره ای مزخرف ای! همینی! عوض شو؟ تو میتونی عوض شی؟ میتونی آدم بسی؟ میتونی بقیه ناراحت نکنی؟ میتونی باشی؟ عرضه وجود بودن داری؟! حالم بهم میزنی!
هوف! حالم بهم میزنی واقعا!
حتی تایم درس خوندن هات و پیشرفت هات هم چیزی نیست!
چرا خودت نمیری بمیری؟ چرا؟ کاش بمیری! واقعا!
....
در نهایت همه اینها یه بخشی از وجود من میگه که بدرک که همه اینها هستی تلاش ات بیشتر کن که این بی عرضه ای که ازش حرف زدی دیگه نباشی! دیگه بسه! ماهی هر وقت از آب بگیری مرده! اگر الان یه درصد اون بی عرضه نیستی بزار بشه ۵۰ درصد ! بزار بشه ۸۰ درصد اینقدر تلاش کن که بشه ۹۰ درصد
اینکه افسردگی ات تا ابد خوب نشه یا حتی چیزی احساس نکنی یا هرچی دلیل نمیشه که تلاش ات کم کنی! تا وقتی از خستگی هلاک شی تلاش کن صب ها زودتر بیدار شو چه گهی داری میخوری!
بچه هاجون هیچی بدتر از یه بدن ضعیف ریقو بی مصرف نیست حقیقتا!
...
نباید دتچمنت ریواچ کنین بچه ها!
یه صبح دیگه با یه کابوس تخماتیک دیگه و عرق کردن و... حالم داره بهم میخوره از این قضیه!
کثافت پشت کثافت
مگه قرار نبود بهتر بشم؟
وای آره منظوری پشتش نبود آره نبودش !
اون دفعه منظوری پشتش نبود تازه از خواب بیدار شده بود خبر نداشت گوشی دست کیه و فلان
الان چی؟ الان که حرف عادی بهش زدی میگه وای باز بهش چیزی گفتیم وای باز بهش بر خورد وای باز میخواد بزاد یه کار ازش خواستن وای قاطی کنم فلان میشه وای باز قاطی کردم نگین چرا و... وای میخوای مثلا چیکار؟!
این چی؟ اینم منظوری پشتش نیست؟
هر روز به هرکی هرچی گفت فقط منظور پشتش نبست ناراحت و کاری نمیتونه بکنه؟ میخواست بکنه!
مگه من نکردم مگه هرکی نکرده اصلا من نکردم عرضه جاج کردنشم ندارم ولی میخواست بکنه! میخواست بخونه!
چمیدونم میخواست یه کاری بکنه یه کاری بکن!
وای آره آدم ها به خاطر ناراحتی و حس اون لحظه اشون ۱۰۰ میلیون خرج میکنن ۸ میلیارد خرج میکنن کلا خرج میکنن اره؟!
ولم کنین بابا!
جمله های بدی توی سرم تکرار میشه
همش اینطوری آره آره تموم شد آره آره که چی آره آره تو چیزی نمیشی آره آره بدرد نمیخوری و... حالم داره بهم میخوره از خودم و همه چی و هر کاری میکنم و هر کاری میکنم و هر چیزی برام رخ میده هر گندی میزنم و هرچیزی و این بی حسی نا امید کننده ای که دارم
یه چیزی شبیه اینکه یه مجسمه ام که توش سه تا آدم کوچولو هستن یکی ترسیده یکی خسته و یکی بیزار از خودش؟!
نمیدونم شایدم یکی دلتنگ!
آخرشم همه دور یه کپه خاطره حلقه زدن زل زدن بهش! و دارن یخ میزنن!