خوبه خوبه بعد ۸ قسمت از فصل دو یه حرکت خوب زدن دیگه داشت حوصله سر بر میشد!
خوبه که بکشی کسیو!
اون نگاه های لعنتی پاتریک من اون نگاه هارو میشناسم! یا شاید بشناسم!
کلا خوبه
امروز فکر میکردم تاحالا دقت کردیم به چینش وسیله ها و ذهنیت پشتشون! و اینکه خب حالا پس اگر این ذهنیت من پشت این وسیله ها و چینش پس با دیدنش دست بقیه و چینش خاص اونا میشه گفت ذهنیت اونا چیه؟( چقدر سخت گفتمش!) ولی خب
اون نگاه میشناسم!
بازیگر خوب با صدای زیبا! قسمت ۸ فصل ۲ اورین!
البته این قسمت اولش منو یاد اون فیلم داوینچی کد انداخت
و اینکه ریگزبی واقعا شبیه باز لایتر تو داستان اسباب بازی هاست!
و چتری به تریسا نمیاد!
و چرا یه نفر باید موهای فر خوبی داشته باشه با صدای خوب و خاک بر سر همه جز ما!
و البته اونجایی که اون یکی قسمت ملت جمع کرد دور خودش باز شبیه پوآرو بود!
.....
یه جوری ساعت ۴ صب گوشیم مینویسه مه بامدادی انگار میتونم برم تو این هوا با مه بامدادی قدم بزنم! داداش دل مارو خوش نکن به این چیزا!
این نوشته ها حاوی اسپویل میباشد از سریالی که تازه شروع کردم!