همیشه یه طور دیگه ای ساکتم یه طور اعصاب خورد کنی یه طوری که اینطوری که اگر بگیری تکونم بدی سرم داد بکشی بهم فوش بدی باز اینطوری ام که ساکت ام نمیدونم چی بگم نمیدونم چی میخوام نمیدونم چی باید بگم
باید بگم اینطوری باید نگم اونطوری باید دهن باز کنم که گریه ام بیاد؟ نمیدونم
فقط ساکت ام ساکت ساکت ساکت ساکت حتی نمیتونم کاری انجام بدم بعضا لب اشون میجون خودشون میخورن چمیدونم ولی من فقط ساکت ام همینطوری یه مدت طولانی ساکتم یهو میپاچم چی بگم یهویی فرو میریزم
نمیدونم چیز خوبی یا بد ولی اینطوری ام که نمیدونم باید چیکار کنم قفل قفل قفل قفل میشم !
میدونی گاهی وقتا فکر میکنم طالع ام نحض ! گاهی فکر میکنم وقتی راه میرفتم ماستم میخوردم بهتر بود گاهی فکر میکنم وقتی چی نبود چی بود یا هرچی !
نمیدونم مغزم کار نمیکنه باید بچپم تو خودم و همینطوری ساکت باشم دهنم باز کنم هرچی قورت دادم فریاد و اشک میشه باید ساکت باشم!