هچ
همش در جابه جایی حرکت و وقت فکر نکردن و این صوبتا
میخوام بنویسم
حوصلم نمیاد
همین
میخوام زل بزنم
نیو آپدیت: از چشمام آب میاد
بغض ندارم ناراحت نیستم حتی یکمم تو حال و هوای گریه نیستم ولی همش چشمام آب میده نمیدونم نشتی پیدا کرده چرا!
گوشی ام زیاد کارنکردم! همشم تو تاریکی بودم که!
در این روز یکم قبل تر اتفاقی افتاد که یه فصل جدید رو شروع کرد توی کتاب !
امروز بعد ۲۲ سال واقعی واسه یه مدت نامعلومی رفت و قرار نیست صبر کنم که عقربه های ساعت طبق نقاشی که کشیده سر جاشون قرار بگیرن تا بیان!
و همینجوری شوخی شوخی جدی شد!
آره خلاصه!
خوبیش اینکه مهم نیست چی فکر کنی یا چی بشه من همیشه اونو دارم اونجایی که باید باشه و خوشحالم بابتش و خوش میگذره و آره!
بگذریم
.......
خستم ولی خوابم نمیبره!
تله بی اعتمادی
تله رها شدگی
یکی که بقیه رو از خودش دور میکنه چون نمیخواد کسی ازش چیزی بدونه
یکی که دنبال دلیل میگرده که بگه این منو نمیخواد و ول کنه بره!
خوشم اومد!
دکتر: فست فود و سس مایونز نخور
من کل این هفته: سرخ کردنی ،چیزای تند و فست فود و الخ! با عینک دودی
بریم مثل همیشه تحلیل و بررسی و الخ!
سیمین غانم و مرجان فرشاد پلی بدیم و آخرش هم dlmlu
الان خوبم
یعنی فکر میکنم
یهو خیلی نابود میشی و بد سر میشی شبیه اونه نمیدونم الان خوبم !
دیگه حتی گریه ام ندارم
حتی اگر یکی بگه بشین گریه کنم گریه ام نمیاد
نمیدونم فکر کنم سوختم!
خوابم میاد ولی نمیخوام بخوابم
از اینکه آدما چیزایی رو از خودشون یه جا میزارن که نمیشه از شرشون خلاص شد بدم میاد!
اوکی
ساعت ۴ و نیم صبح باخت دادم و یه چیپس که هیچ وقت تنهایی تموم نمیکردم تقریبا تموم کردم چون دیگه نمیتونستم باید یه چیزی بلند تر از مغزم خرچ خرچ صدا میداد!
اول یه فوش مادر واس تو که میشی مطالب قدیمی رو میخونی و میدونم که اونایی که میدونم نیستی ولی نمیدونم کی هستی و داری میری رو مخم!
بعدش میرم سراغ سخن رانی کوتاهم درحالی که خب داره لبتاب کار میکنه چیز میز میریزه!
رمز داره! چیز خاصی نیست ولی حال کردم رمز دار بزارم شاید بعدا بی رمزش کنم!
نمیدونم
خستم
خوب میشه چیزی نیست
نگران نباش!
آره بابا همونه!
نه اون نیست چیزی نیست
کاری ندارم
ساکت باش فعلا ببین چی میشه!
لازم بگم مثل همیشه ولش کن مهم نیست نمیخواد بگی یه چیزی میشه دگه
بخواب!
من نمیدونم چرا وقتی گفتم طعم هندونه و شکلات میخوام پرای ملت ریخت خب من فکر کردم دوتاشو همدونه ای مزاری دوتاشو شکلاتی فکر نمیکردم قراره مخلوطشون کنی که اخرم بهم هندونه شکلات ندادی و گفتی همدونه نداریم جاش شکلات زغالی خوردم ایش!
آلبوم جدید اسکیز .
اون روز که یهو دوباره ویدیو اون داداش خدابیامرزمون دیدم تو اکسپلور و برای بار هزارم گذاشتم پخش شه و هی جا به جا نمیکردم بره ویدو بعدی داشتم فکر میکردم حس خیلی عجیبیه فیلم کسی که همین 2 ماه پیش بوده و رفته کنسرت و دیدیش و میشناختیش ولی الان مرده و فقط ودیدیو اش هست . نمیدونم مثلا واسه بعضی ها برام عجیب نیست مثلا بازیگرای خیلی قدیمی یا هرچی ولی این جدیدا اینقدر بهم حس عجیبی میده که نمیتونم توصیف کنمشون!
از اون وحشت اور تر زمانی که بخوام خواب یه کسی که فوت کرده رو ببینم من واقعا از این خواب یه طور دیگه ای وحشت دارم در حدی که فکرشم نمیتونین بکنین به خاطر همین که هیچ وقت جرعت نرکدم اون دفترچه که عکس ها و متن های از خانواده اش بود با عکس هاش باز کنم بخونم و اگر کسی جلوم دستش بگیرره واقعا عصبی میشه و فقط گذاشتمش تو یکی از پوشه هام .
واس همین که میترسم صفحه چتش بخونم و اون اهنگ لعنتی که اخرین پیامی که سین کرده رو گوش میدم ناراحت میشم!
واس همین راک دوست دارم ولی ندارم و نمیدونم چطور بگم!
و واس همین که میترسم ویس هاش گوش کنم با اینکه من جزوه معدود ادمایی بودم که براشون ویس فرستاده
میدونی صدای یه خواننده مثل شجریان که فوت کرده حس عجیبی نمیده که شنیدن ویس مستقیم ادمی که میدونی ویس و صداش هست ولی خودش نه نمیدونم چطوری بگم کلا این چن وقت نوشتن و جمله بندیم نمیاد ولی شما بفهمین!
یعنی کلا اگر دوتا بخش تو وجودم باشه که بخوام تا ابد قفلشون کنم قطعا یکیش اینه یکش اون دفتر لعنتی اید همش بگم یا اصلا نگم یا هرچی ولی نزدیک این دوتا بخش نشین چون تهش ممکن تیکه تیکه هاتونو از روی زمین جمع کنین!
بقیه اش باش بعدا حوصله ندارم
وگرنه چیزای جالبی بودن!
از اونجایی که چایی و اینا خز شد بیاین تریپل چاکلت بخوریم و ببینیم من چطور در یک روز بیشتر از یک سال پیر شدم! اره خلاصه
ولی از من بیشتر تریپل چالکت نخورین ناراحت میشم من خیلی رو این مورد حساسم و ترک اعتیاد کرده بودم ولی نشد و برگشتم به سوی تریچل چاکلت و چپس!
بگذریم.
البته با صدای بانو مهستی!
وای سرمان را از غار خارج کرده خوشحالیم
عه! یکی با تریلی از رومون عبور کرد هه!
ولش پاشیم جمعش کنیم فردا روز طولانی در پیش هست!
نیو آپدیت!
خبه خبه فکر کنم قرار اتفاقای خوبی در پیش باشه!
نمیدونم دلم به ۲۰ کسی خوش کرده بودم که اینقدر اعصابش بهم ریختن به اونایی که باید ۲۰ نداده چه برسه به من!
آره دیگه من نمیدونم چرا همیشه باید دهنم به خاطر یه عده صاف بشه تو مجازی که اون احمق گند میزد به برنامه ها! تو حضوری دلاوران کلاس نیا!
نمیدونم با استاد ها چیکار میکنن که اینطوری میشن که برید بمیرید بهتون مرگم نمیدم! بعد من بدبخت چرا باید تو لیست همه باشم؟! شایدم دارم لوس میکنم خودم چمدونم والا! خستم
از فردا تا مدت نامعلومی برم تو غار واقعا! البته غیر گوشیم!
باید این کوفتی برم ببرم ببینم چه مرگشه! بعد میرم. تو غارم
نه فیلم میخوام نه کتاب نه آدم فقط خواب و زل زدن لطفا!
برم یکم محو بشم که خستم
نمره ام نمیخوام ببینم !
بستنی زیاد میخوام
بستنی بدین بهم!
میخوای بازی کنی؟
باشه من هنوز جون دارم یه دور دیگه کارت های شانسم رو کنم!
بیا ببینیم بدون تقلب کی میبره!
حاصل سبز ترین باور من
برگ زردیست که از لای ورق های دلم میریزد
مانده ام سخت غریب
دگر از سبز ترین حادثه ها میترسم
دلم میخواد الان برم داد بزنم بگم ببین من تلاشم کردم من خلاصه نوشتم من خوندم من از خیلی کارا که میشد تو فرجه ها انجام داد گذشتم وقتی تو تعطیلات بقیه رفتن تفریح نشستم ویس های اون احمق گوش دادم و بعد واسه خودم بخشی که مشکل تر بود دوباره نمودار کشیدم من خلاصه نوشتم من تایم گرفتم و درس خوندم من تلاش کردم من سر کلاسا بودم تو دانشگاه بودم وقتی کسی اهمیت نمیداد من میدادم من میخوندم من مینوشتم من سر کلاسای اون احمق بودم جزوه ام نوشتم اولین نفر جواب سوالاش پیدا میکردم خودم تکلیف هارو جواب دادم و به بقیه کمک کردم خودم نشستم با اینکه حالم خوب نبود مرجع رو خوندم من بودم که تلاش کردم آره تلاش کردم من خوب تلاش کردم ولی بسه خسته شدم
چی شد بهم بگو چی شد؟ حس تایلانگ موقع جنگیدن با شیفو رو دارم ولی خب فقط تم اش نه فکرش
فقط میخوام بدونم چی شد تلاش من قبل هر کلاس تلاش من واسه اینکه سوالا رو خودم جواب بدم تقلب نکنم چی شد! بهم بگو چی شدن ؟!
بهم بگو وقت هایی که گذاشتم کجا رفتن
قرص های ژلوفنی که واسه زنده موندن خوردم چی شد ؟ تمام فشار عصبی که سر کلاس آزمایشگاه حشره های گه تحمل کردم چی شد ؟ تمام معده درد های بعد از فیزیو جی شدن!؟
بهم بگو؟ تمام دویدن هام از کنار اون خاکی ها و تلاش برای درست نشستن سر کلاس اون زنیکه و غیبت نخوردن چی شدن؟
انسان بودن ام چی شد؟ دقیقا کجا بدرد خورد؟ مودب بودنم مهربونی کردنم گوش کردنم ساکت بودنم اصلا همه چیز ها چی شد چی جوابشون بود که من نمیبینم ! اصلا به چه دردی میخورن هرچی که شما ها میگین دقیقا هرچیزی که شماها میگین چی میشه تهش
ته اون جشنواره کوفتی چی شد؟
ته اینکه گریه نکردم چی شد؟
ته همه چی چی شد؟
اصلا من مزخرف ترین احمق ترین موجود روی جهان که با یه دید بیخود به همه چی نگاه میکنم باشه باشه باشه همش تقصیر منه همه نمره های لعنتی ام تقصیر منه اگر درس خوندنم باعث میشه چیزیو بگیرم که درس نخوندم پس لعنت به درس خوندنم همین!
باهام بحث نکنین من نه منطق دارم نه عقل دارم نه زنده ام نه دلم میخواد خوب شم نه منطق داشته باشم نه عقل داشته باشم نه آدم بزرگ باشم نه شعور داشته باشم نه دوست داشته باشم نه کسی دورم باشه نه زنده باشم
یه بار داد زدم دوباره ام اگر بتونم تو صورت هرکی که نشنیده داد میزنم من میخوام نباشم فقط نمیدونم چطوری هنوز راهش پیدا نکردم که اگر پیدا کرده بودم الان نبودم
بس کنین همه همه همه همه تمام موجودات! من یه احمقم نزدیک من نیاین !
در استرس مغروغم و دیگه نمت دیگه نمیت ! دارم نابود میشم ! و نمیشه فکر نکنم هی میگم بابا چیزی نیست یه ۲۰ صفه جزوه از این مونده یه ۲۰ صفه از اون فردا هم وقت داری میرسی ولی دارم غرق میشوم و دیگه نمت!
من الان کاملا یه استرس هستم با بخش کوچیکی انسان!
نمیدونم دیگه نمت دیگه نمت! واقعا نمیتونم !
حس میکنم استاد هامون دیگه نمیت! خب زنه گاو زن نفهم بی عقل عین آدم نمره بده بعد ۴ هفته یه نمره رو هوا پروندی پی وی جواب نمیدی بعد تو گروه واسه من فیلم تلاش نیش زدن حشره میفرستی چه گورم بکنم؟
ای خدا!
اگر هر استاد دیگه ای بود اینقدر استرس نداشتم که این زنیکه روانی رپ کن وحشی رو باهاش امتحان داریم و استرس دارم! قشنگ مغزم یکم دیگه میسوزه میوفتم میمیرم!
شاعر میگه : نامه ری من هم بومانده پوله جوسیو!
آره
همین الان به این نتیجه رسیدم این موجود چقدر خره! بابا یه بار که شده از موقعی که منو دیدی تا الان با زر های من مخالفت نکن شاید داشتم واقعیت میگفتم و گند نخورد بهت! چرا یه بار نمیخوای بفهمی که شاید من درست بگم و بعدشم لازم نباشه یکی حرف منو تایید کنه که بعد بگی عه این داره درست میگه !
و آره خیلی خری ۳ بار فکر کنم بهش گفتم ببین یه گروه زیادی ناراضی هستن از نمره و ما نمیدونیم ایراد کجاست و تو توجیح میکنی نه خب تستی که ایرادی نمیشه گرفت و نه خب فلانه نه خب به تستی که نمیشه گفت اشتباه تصی کرده و ۳ بار جملاتم خوندم و جایی نگفته بودم برگه اشتباه تصی شده گفتم متوجه نوع نمره دهی نمیشم که چرا همه اینقدر کم شدن!
آره خلاصه
امروز همش گردگیری کردم نق زدم آهنگ گوش کردم نق زدم به جون خودم آهنگ گوش کردم زل زدم چایی خوردم و این صوبتا! و داشتم فکر میکردم مرگم تو این خونه پیدا نمیشه باهاش خودت بکشی لعنت بهش!
بعدش هم تا همین الانش میخواستم بخوابم و خوابم میاد و از چشمام بابتش آب میچکه ولی این درد که از معده است زده تو قفسه سینه و پشتم مث وقتی که آب میخوری و به اصطلاح گره میشه و میره پایین و عذاب میده! و دست درد اعصابم خورد کرده و نمیدونم از چیه! چیز بدی نخوردم و آره خلاصه مال قلبم نیست همین کافیه ولی خب هرکار میکنم خوب نمیشه لعنتی و باید صبر کرد!
من باب همین گفتم بشینم ادامه مطلب یه تومار مفصل بنویسم شاید اینام فرو گذار کرد و من یکم کپیدم وبه آرامش رسیدم!
اولیش:!
حافظا تیکه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟
واقعا اینو سر لوحه زندگیتون قرار بدین و عشرت امروز به فردا نه یفکنین و عشق و حال کنین!
آما چیز دوم :
میدونی ؟! نمیدونم تابه حال با دقت خواستی خیلی عمیق یه آینه رو تمیز کنی یا نه بعد توی آینه دیده میشی درحالی که خودت رو نمیبینی و فقط لکه های روی آینه رو میبینی که حتما باید از بین برن
حسش دقیقا همینطوریه تو خودت توی آینه ای تمام مدت خودت جلوی چشم خودتی ولی نمیبینی خودتو و تمام تلاشت داری میکنی که لکه های روی سطح رو تمیز کنی هی درگیرشونی هزار بار میکشی میکشی میکشی ! و یهو میبینی توام اونجایی پشت اون لکه ها ولی نمیبینی دیده نمیشی نمیدونم ! یه همچین چیزی !
تصمیم با خودت که کدوم یکی رو شفاف تر ببینی !
من نمیدونم چقدر گند زدم
فقط میدونم واسه پایان ترمش اونقدر زنده نبودم که بتونم خوب بدم و اینو میدونستم ولی میدونستم میان ترمش رو خوب دادم حتی نشستم ضرب ۴ در ۴ براش کردم که جواب سوال تشریحی مسخره اش بدم ! ولی در آخر هر جور حساب میکنم فکرنمیکردم اینقدررررررر ببین اینقدددددرررررر کم بشم!
در هر صورت وقتی نمره خوب داشتن یعنی یه جا من گند زدم و حوصله اعتراضم ندارم قطعا یه جایی بوده که من خوب ندادم دیگه !
ولی خب شک بدی بود دو واحدی رو اینطوری بگیرم
چیکار کنم فدا سرم
بازم خداروشکر خداروشکر سلیطه ناخون خشکم بهم طرز نمره دادنش اثبات کرد خداروشکر بازم حتی نکرد ۱۶.۷۵ رو بکنه ۱۷ بازم الحمد الله قربونش برم علاقه تو چشماش موج میزد! ماشالا هزار ماشالا گدا!
الان رو مود فوش خار مادر دادنم بهم گیر ندین!
هنوز بیوشیمی نخوندم دارم سکته میکنم و هی به جسم مزخرفمم میگم بجمب خودت جمع کن الان وقت خراب شدن و درد گرفتن نیست بدو بدو بدو خوب شو!
.....
در باب شکلات کوتاه: ۳/۵
اصلا انسان کیلویی چند است من میخواهم با این شکلات کاکائویی های با مغز توت فرنگی ژله مانند و بوی دل ربایش ازدواج کنم!
بعضی وقتا اینجوری ام که داداش این وب و دفتر یادداشت توعه چرا توش نمینویسی ؟ بعد میگم خبه خبه چه خبره اینقدر هر ثانیه یه چیز جدید مینویسی بشین سرجات بابا سوسول زر زرو! ولی خب نمیدونم دیگه مال خودمه بزارین زر بزنم یه جایی!
یه چیزی همش تو ذهنم تکرار میشه! نمیدونم چرا ولی خب مینویسمش! تو دوست من نیستی! نمیخوای باشی نمیدونم ولی نیستی !
غیر این اینقدر تو خواب گریه کردم و نفسم بند اومده بود که داشتم خفه میشدم و از سرفه زیاد از خواب بیدار شدم! و اینکه چرا باید واسه اینکه امتحان آنلاین رو یادم رفته و ندادم( خواب!) اینقدر گریه کنم نمیدونم! روانی چیزی ام!
این همه روز وقت داشتم هنوز لای بیوشیمی رو باز نکردم هر روز یه طور میشه که نرم سرش ولی جدی میترسم اگر لاش باز نکنم بدبخت بشم اونقدرم آسون نیست و من گاو هر روز یه طوری ام که نرفتم ! نمیدونم
این قرصه باعث میشه کویر بشی باید برم یه آدامسی چیزی بگیرم از کویر بودن جلو گیری کنه! فکر کنم باید باهاش ازدواج کنم! چون پارسالم از اولین قرص هایی بود که بهم داد دکتره!
دیگه امتحان هام تموم شد برم سمت آزمایش خون و این خنک بازی هاش
گوشیم هم داغ میکنه یعنی داغ نمیکنه گرم میشه و اعصابم ریخته بهم دیگه اوضاع بهتر شد تو همین هفته اینا ببرمش نمایندگی ببینم چه مرگشه !
و فهمیدم همیشه همیشه همیشه ! باید یه درس سه واحدی مزخرف باشه که گند بزنه به نمره هام یعنی از ترم ۲ تا همین الانش هر دفعه یه سگی بوده اینطوری !
آره خلاصه
بچه های احمقمونم که ناراحتن چرا استاده به هرکی یه نمره داده و به همه یه نمره اضافه نکرده و میخواستن برن بگن وای استاد به مام مث اونی که افتاده بود ۴.۵ نمره اضافه کن و ببر رو نمودار
چمدونم والا!
این دوتا دفتر هارو واس چی گرفتم! یه جوری با ذوق خریدشمون انگار هر روز به طور حرفه ای نقاشی میکنم چی بگم! تازه اینکه میخواستم اتود هم بخرم و گفتم بسه دست نزن و اینا به کنار
همین دیگه! ایده ای ندارم به قول ته انشا امتحان فارسی ام که نوشتم ما حالمان خوب است ولی تو باور نکن و اینا!
مثل رسم جدید ادامه مطلب رمز داره! دلیلشم واضحه اولا یه احمق هست که نمیدونم کدوم سگی که داره اعصابم خورد میکنه! دوما تحلیل های خیلی ریز زندگیم که دوست دارم صرفا فقط بنویسمشون و همه نخونن همین دیگه!
نمیدانم آدم ها یا من یا هردو یا فقط من در هر صورت یادمیگریم که دیگر حرفش را نزنیم
حتی اگر بهشان نگفته باشند دیگر حرف اش راهم نزن باز هم آنها دیگر حرف اش را نمیزنند!
آره
کلا دیگر حرفش را نزن
شاید فکرش را بکنند ها اینطوری نیست که فکرش را نکنند درحالی که حرف اش را نمیزنند ولی خب دیگر حرفش را نمیزنند!
آره خلاصه
من کلا آدم اینطوری هستم که نه ولش کن حوصله داری یا نه ولش کن انجامش میدی ! البته نسبت به کار هایی که تو ذهنم میاد نه نسبت به تکلیف و این صوبتا!
مثلا این شکلی ام که پاش برو یه دفتر طراحی کوچیک خوشگل بگیر واس تابستون بعد این شکلی ام که عامو حوصله داری ها!
یا مثلا پاشو فلان چیز هارو بنویس بعد باز این طوری ام که اوووو حالا که چه ولش کن بابا
بعد اینطوری ام که فلان چیز ببین بعد میگم خب کی حوصله داره بره لبتاب برداره باز کنه بیاره ببینه و...
یا مثلا این کتاب رو برندار مگه تو میخونیش؟
کلا اینطوری دیگه این کار نکن مگه جمعش میکنی؟! بعد واس همین هیچ کار نکن استم! و راضی ام!
کلا آره دیگه
آخرین تصمیم هایی که عامو حوصله داری باعث شد انجام ندم ! یکی شروع نوشتن و جینگول بازی یه چیزی بود که فکر میکنم تهش نتیجه اش خوب نشه! شاید چون اون آدم نمیشناسم یا رو بقیه جواب نداد!
یه متن که صب به ذهنم رسید
و نوشتن یه لیست همینجوری عشقی بود
که خب انجامش ندادم!
پاشم برم جاش چایی بخورم
بچه ها جای همه چی چایی بخورین واقعا جوابه!
آره دیگه بیاین یه سری فکر را بگوییم و برویم!
همش این شکلی ام اگر خوب شدم بعدش ولم کردین چی؟! بعد اینجوری ام اسکلاگر خوب نشی ولت میکنن بعد اینجوری ام اگر برعکس اش شد چی؟!
به قول اون کلیپ اگر دوسم نداشت چی؟ اگر دوسش نداشتم چی؟
آره خلاصه دیشب دیگه نشستیم یه طومار صحبت کردیم و بهش ثابت کردم داداش حواست به خودت نیست ها! و برای بقیه ماله نکش! پاش برو حالت خوب کن هنوز که هیچی نشده ازتم انتظار ندارم شونصد سال قبلت درست کنی همین الان خوب باشه به حد نصاب واس ما کافیه!