آه فک ام داغونه هیچی نمیتونم بخورم! این چی بود این وسط؟!
اون از سرماخوردگی و نفس نکشیدن این از افتی که زد و نمیتونم یه لقمه چیزی بجوم
اینم از این!
هر دم از این باغ بری میرسد؟!
یه همچین چیزی!
....
من اطرافیانت نخواستم! توام منو نخواستی و حس کردی اون داداشمون امین و عاقل ات! منم تصمیم گرفتم خودم انتخاب کنم! توام تصمیم گرفتی اونارو انتخاب کنی! همش باهم مساوی و برابر دیگه نیست؟!
با مداد یادداشت میکنیم رابطه ای که مرد در اون عاشق تر باشه فقط به سرانجام خواهد رسید!
و باز یادداشت میکنیم اونی که خواب رو میشه بیدار کرد اونی که خودش زده به خواب نچ!
....
میخواستم چیزی بنویسم که
ولش کن خوابم میاد کون لق همتون!
بچه ها من مبنا رو میزارم ب .
اگر ب با بغل کردن من با خندیدن من هالی به هولی نشده . اگر وقتی درباره ک...شر حرف میزنیم هوا برش نمیداره!
اگر من با پ میخندم و بوجی بوجی میکنیم چیزیش نمیشه یا حتی غ و...
اگر من با دست کشیدن ب روی سرم هالی به هولی نمیشم یا وقتی بغلم میکنه یا چیزی بهم میگه
پس ک...کشی از شماهاست که تا یکی بهتون محبت میکنه احمق هستین و شل اراده و هوا برتون میداره و یه طوری میشین
ببخشید که توزندگی از مادرتون قدر یه بغل کردن و نگران شدن ندیدین که وقتی یکی این کار هارو براتون میکنه فکر میکنین میخواد باهاتون لاس بزنه
مامانتون حتی حاضر نشده باهاتون برگرده که تنها نمونین من کردم هوا برتون داشته باهاتون لاس میزنم
سگ نگاهتون نمیکرد من باهاتون دوست شدم هواتون داشتم پشتتون بد نگفتم! فکر کردین عن خاصی هستین که بخوام مختون بزنم؟
نه تنها استریت ام بلکه اگر نبودم هم جزوه گزینه هام نبودین
آیو!
فقط دقت داشته باشین اینارو تو صورتتون نگفتم که باز نشه منت و زمین و به آسمون دوختن صرفا واسه خودم یادداشت کردم یادم نره چی بودین!
خواستم بگم خاک تو سر من که هر دفعه ب میگفت دیگه این دفعه بندازمش بیرون میومدم میگفتم نه تورو خدا نکنی ها مراقبش باش گناه داره دوستش داشته باش برو باهاش رو در رو حرف بزن مشکلتون رو حل کن
وای یادم یه بار گفت باید حداقل ۵۰ بار بهم بگی نندازش بیرون تا نندازمش و من اسکل واقعا یه تایم طولانی داشتم باهاش بحث میکردم که نه ببین نندازش باشه!؟
وای که آرتا چقدر خری تو! واسه کی دل میسوزوندی؟ نگران حالت تهو کی بودی؟ پیش کی بودی؟ کسی که به ک....ر میگه به به و با گیف تو معذب میشده؟ و دو روز ازش دور بودی رفته پشت سرت بد گفته دربارت؟!
وای من چقدر خرم که پشتت هیچی بد نگفتم ولی تو یه بارم پشتم خوب نگفتی صادقانه! همیشه چون میخواستی مورد تایید قرار بگیری خوبم گفتی ولی وقتش که میشده بد ام میگفتی
و من؟ صادقانه طرفداری ات میکردم! صادقانه!
تف بهت!
معلومه میخواد این کار رو بکنه فقط و فقط که بتونه به ب نزدیک بشه و ازش سو استفاده کنه خودش گفته! من چی بگم؟!
واقعا بهم حس تهو دادی! به معنای واقعی کلمه!
فکر نمیکردم از مریم عن تر پیدا بشه! ولی واقعا؟
اون روزم نیومدی که حرفای من بشنوی و سنگ هات باهام وا بکنی چیزای کثیف تو ذهنت بهم گفتی و خوشحال از اینکه حس کردی بازی بردی منو ترک کردی و با دمت گردو شکوندی!
واقعا حالم بد میکنی واقعی! تورو جمع کنم؟ تو جمع میشی؟! تو ؟ من دلم به حال گریه های تو میسوخت؟ من استرس اون انگشت کوفتی و حال بدت و اگر با ب دعوا کنی داشتم؟ نگران عروسی خواهرت بودم؟ ای چندش! واقعا چندش! کاش دیگه حتی به شکل مخفف ام اسمت تو وبم نیاد حالم بهم زدی!
پس یک بودن این شکلی! تو درست خوب نیست ولی فرضا میتونی آدمای به نسبت سالم رو کنترل کنی یا سگ محل کنی! و بعد بوجی بوجی بشی و باهم شب تا صب صبح تا شب باهم صحبت کنین یحتمل قربون صدقش میره! میگه تو بهم نزدیک ترین موجودی و دوستت دارم و شایدم درباره چیزای فرا تر حرف بزنن
جالبه!
....
یک روزی که داشتم چایی میخوردم و فکر میکردم شایدم فکر نمیکردم بهم الهام شده باشه بهم الهام شد سر پایان نامه و ارشد مثل گاد خواهد شد . فقط باید صبر کرد و دید!
وقتی سر نمره منتظر است سر پایان نامه چرا نه؟