من کلا آدم اینطوری هستم که نه ولش کن حوصله داری یا نه ولش کن انجامش میدی ! البته نسبت به کار هایی که تو ذهنم میاد نه نسبت به تکلیف و این صوبتا!
مثلا این شکلی ام که پاش برو یه دفتر طراحی کوچیک خوشگل بگیر واس تابستون بعد این شکلی ام که عامو حوصله داری ها!
یا مثلا پاشو فلان چیز هارو بنویس بعد باز این طوری ام که اوووو حالا که چه ولش کن بابا
بعد اینطوری ام که فلان چیز ببین بعد میگم خب کی حوصله داره بره لبتاب برداره باز کنه بیاره ببینه و...
یا مثلا این کتاب رو برندار مگه تو میخونیش؟
کلا اینطوری دیگه این کار نکن مگه جمعش میکنی؟! بعد واس همین هیچ کار نکن استم! و راضی ام!
کلا آره دیگه
آخرین تصمیم هایی که عامو حوصله داری باعث شد انجام ندم ! یکی شروع نوشتن و جینگول بازی یه چیزی بود که فکر میکنم تهش نتیجه اش خوب نشه! شاید چون اون آدم نمیشناسم یا رو بقیه جواب نداد!
یه متن که صب به ذهنم رسید
و نوشتن یه لیست همینجوری عشقی بود
که خب انجامش ندادم!
پاشم برم جاش چایی بخورم
بچه ها جای همه چی چایی بخورین واقعا جوابه!