عین سگ هلاک بودم! تقریبا از ۵ درصد مغزم به شکل مفید داشتم استفاده میکردم!
فقط خسته بودم ولی احساس خاصی نداشتم مثل غم ناراحتی نگرانی چمیدونم هر حسی!
از صب پیله کردن که نه تو یه چیت هست تو عصبانی تو خیلی ناراحتی تو یه چیت هستش مطمعنی خوبی؟! چرا حرف نمیزنی ! اوه چه عصبانی از پشت میزت بلند شدی!
نه داداش من چیزیم نیست
حتی وقتی این روزا بغلم میکنن انگار اون حس قبل رو ندارم!
امروز ش دختر خیلی محکم بغلم کرد ولی حتی انگار حوصله بالا آوردن دستام برای کامبک بغل رو نداشتم!
حتی مری هم همینطور! انگار نمیخواستم بغل کسی بمونم! در عین اینکه الان دلم میخواد یکی دستاش بپیچه دورم اینقدر فشار بده که استخون هام بگه تق ولی بغل نه!
بعد هم سوالی که ایجاد میشه از سر چی دقیقا فهمیدین رنگ و روم رفته؟!
من تقریبا ۲ رنگ کرم باهم قاطی میکنم که یه رنگ متعادل در بیاد!
بعد یه چیز بفهمی نفهمی صورتی میزنم رو پوستم
پودر بیک هست!
کانسیلر زیر چشمام هست!
و...
دقیقا چطوری از زیر همشون فهمیدی که من خوب نیستم؟!
بیاین برین درتونو بزارین به مولا شماها آدم شناس نیستین منم حوصله اش ندارم!
....
میگم بحث مسافرت شد اینقدر مسافرت نرفتم( نه ناراحت باشم!) اگر هم جاده ای رو طی کردم اصلا یادم نمیاد و ایده ای ندارم!
....
قشنگ روش تاکید داره!
گوگولی با نمک غمگین
.....
حاجی به این عددی که من دیدم! هه هه هه هه رتبه نشی ضرر زدی!
البته صرف مسخره بازی دیگه اونقدر هم فقیر و بدبخت نیستم!
ولی خب دیشب بحث اش بود و...
بعد چه گوز گویا شرط ۲۰ درصد معدل خب زرشک!
....
من باید شرکت کنم محض تنوع و آشنا شدن با سوالا! خب شرکت کن چیکارت کنم؟!
وای تو باید بیوشیمی بخونی! چرا؟! از کجا میدونی اصلا!؟
عجیبین به خدا!
....
چند جا دیدم بهم تیکه انداخت! برام مهم نبود! حتی یکی دوبار گه کلم دیروز تکون دادم دقیقا نمیفهمیدم چی میگن ملت گفتم شاید تعریفی چیزی چمیدونم تاکید حرف های خوبشون یا این چی میگن سرت تکون بده براشون بدونن بهشان گوش میدی؟ یه همچین چیزی!
چمدونم والا !
.....
نیازمند خدم و حشم هستم و یک وان بزرگ آب تا ابد! نیازمند نمیدونم دیگه!
خیلی کار دارم خیلی کار دارم !
تحقیق از ۲ هفته پیش شروع کردم! بیا اینم شانس ماعه
تف توش!
تف تو مغزم!
تف تو توانایی هام!
خستم!