لازم دونستم بگم خداحافظ پسرم مرسی که واپسین دقایقی که بودی آدم نایسی بودی و آره دیگه!
طوری از خواب با استرس شدید بیدار شدم که قلبم داشت از جا کنده میشد! و فقط میخواستم گریه کنم! این چه مصیبتی بود
اصلا نمیدونم چرا دارم ادامه میدم کل وجودم نمیفهمه فقط دست و پاهام پیروی میکنن این چیزیه که حالم بهم میزنه دانشگاه رفتن حالم بهم میزنه فکر کردن حالم بهم میزنه بیدار شدن و فکر کردن در مورد دانشگاه حالموبد میکنه!
چرا فکر میکنین تموم میشه اوکی میشه یادش میره ؟ من فقط تنها چیزی که دلم میخواد انصراف برم دیگه پام تو حجم خاطره و خوشی و ناراحتی فرو نکنم فقط برم برم دیگه تحت هیچ شرایطی بر نگردم حتی اگر خودم میخواستم! فقط برم دور شم برم برم برم برم
هیچ کار نکن دست به هیچی نزن با هیچ کس حرف نزن تو الان تو شرایط عادی نیستی و البته دیگه هم نخواهی بود.
ممنون، خوب نمیشم دیگه!