عزیزم شما تو آزمایشگاه به خاطر اینکه کاپشن ات انداختی رو پاهات گرم شی یهویی خوابت نبرده بیدار شی نفهمی چقدر خوابیدی و... که میای میگی آره این چطوری همه درس و فیلان هاش بیس میشه و الخ!
بحث اینه!
شما لای لحاف ات یا دست در دست دوستت در عشق و حالی! در بهترین حالت مثل اون داداشمون رفتی خونه عمه ات که دست گل به آب ندی و یکی مراقبت باشه!
معجزه که رخ نمیده!
روزی که دانشگاه تعطیل و کلاس ها مجازی شده پاشی بیای دانشگاه تا ۷ و نیم عصر تلاش کنی و...
بعد میگه وا تو چرا اینطوری شدی به خاطر تو از من انتظار دارن!
وا رفتم درس حذف کردم چون صرفا امتحان هاش نزدیک بهم بوده نکه واسه اینکه فیلان و بهمان!
بعد همشم اینطوری هستین که وای ما درگیر دراما های خیلی بزرگی هستیم وای ما بدبختیم! باشه!
درگیر دراما و قرص و فیلان داداشمون آیلتس ۷ و نیم شد ! بقیه چیزاش کار ندارم به طور کل میگم!
اره
...
وای میدونی از چی حرصم میگیره؟ اینکه طرف میاد میگه وای نمیدونی دلار رفت بالا حالا چطوری دماغ ام عمل کنم ! و من اینطوری ام که؟!
من صفر خالص ام صفر ضرب هرچی بکنی میشه صفر! بعد تو نگرانی دلار رفت بالا نتونی ماشین بخری خونه بخری مستقل شی و دماغ ات عمل کنی؟! بیا برو!
ریدم تو نگرانی هات!