خب خب اینجا فقط من سوال میپرسم و تو محکومی که جواب بدی جناب ب! حق طفره رفتن نداری . ها ها ها ها ها
۱. چرا هیچ وقت اون تابستونی که حرف زدی و قرار بود به شکل سرخپوستی قضیه رو پیدا کنیم اتفاق نیوفتاد؟
۲. هنوزم این خر مثل قبل دوست داری و میدونی که وحشتناک بهت اعتماد داره و حتی اگر چیزی اذیتش کنه به خاطر دوست داشتن تو حاضره انجامش بده و براش چیزی نیست و نظرت عوض نشده؟
۳. آیا واقعا هنوز بخشی از وجودت دوس داره یک باشم؟ ( هنوزم میگم من ادم جمع کردن تیم نیستم صرفا برای تو منظورمه!)
۴.چرا ازم دور شدی؟!
۵. چرا بهم گفتی یه سری کار هارو برات انجام نمیدم و... ولی برای بقیه انجامشون دادی به راحتی؟
۶. میخوای درباره یه چیزی باهات صادق باشم یا میخوای صبر کنی صرفا نتیجه رو ببینی!؟
۷. واقعا دوستم داری یا صرفا نمیخوای از دستم بدی و رندوم اینطوری که خب حالا باشه اینم داشته باشمش!؟
۸. این خیلی به من ربطی نداره است ولی اینجا میپرسم! چرا اگر من اون حرف هارو درباره ات زده بودم یا درس نمیخوندم تا سر حد مرگ جرم میدادی ولی خب با اون اینطوری نکردی و این شکلی بودی که زده که زده اشکالی نداره! کاری که شده و بیخیال!
۹. میخوای که فاصله رو کم کنی و دوستت بدارم یا دوست داشتن من خیلی برات سخته! میدونی که من ادم به پر و پای کسی بپیچی نیستم بگی نیا روح منم از دم در اتاقت رد نمیشه چه برسه که بخوام بیام ولی خب دوس داری؟!
۱۰. من واقعا برام سواله که چرا بعد اینکه کنکور ام دادم هم باز دوباره نیومدی بشینی حرف اش بزنی و پیچوندی؟!
۱۱. گاهی وقتا ادم ها چیزی بدون تو درست نمیکنن صرفا حرف هارو بهت نمیرسانند که فکر کنی همه چی درست شده و همه چی مرتبه! میدونی چی میگم؟! امیدوارم همه چی خوب پیش بره ولی خب
۱۲. واقعا میخوام چن وقت بهت بگم ببین شاید این حرف به نفع من نباشه یا هرچی ولی خب نمیخوام فعلا بگم بهت
۱۳. چرا بهم گفتی اگر طرف بیاد ارشد برای من بد نمیشه و برعکس؟ چی میدانی؟ این قضیه دارد مرا خل میکند!
۱۴. چرا نمیخوای بهم اهمیت بدی و در حد معمولی و قدیم مشکلاتم بدونی آیا کاری کردم که باعث شده اذیت بشی سرش؟!
۱۵. آیا در این ترم من جایی کم گذاشتم؟ شاگر خوبی نبودم؟ حرفی زدم ؟ پشت سرت چیزی گفتم؟ کاری باید انجام میشده نشده؟ هرچی! حس کردی ضعیف هستم؟ نمیدونم! هرچی هرچی!
۱۶. واقعا هنوزم اون داره میبینه که من رو بیشتر دوست داری و من نسبت به این قضیه کورم؟
۱۷. من اون حرفت که گفتی حتما میکنم ات خیلی درگیرم واقعا درباره اش فکر کردی؟!
۱۸. چه اتفاقی افتاده که من نمیدونم ولی باعث میشه یهویی در حالی که خوبی عوض بشی! چی از من از کی شنیده ای که فکر میکنی در مورد من صدق میکنه؟ این صرفا حسی که دارم نسبت به رفتار هات!
۱۹. حرفی هست که فکر میکنی باید بگم و نگفتم؟!
۲۰. ...
میدونی وقتی باهام مثل همیشه رفتار نمیکنی چی فکر میکنم؟ فکر میکنم فقط یه مهره سوخته ام و فکر میکنم اینطوری هستی که آره همه از این آدم فاصله بگیرین ولی بهش نگین باهاش یه طوری رفتار کنین که نفهمه ازش فاصله گرفتیم و خودمون میریم خوش میگذرونیم و فیلان من هیچ وقت منتظر هیچی نیستی نه منتظر اینم که واسه خوردن یه شیرینی صدام کنن نه واسه هرچی ولی وقتی ازم دور میشی قدر یه جوجه که تازه جداش کرده باشن و یه گربه ام دنبالش کرده باشه میترسم و حس تنهایی میکنم حس میکنم بزرگترین اشتباهات جهان کردم حس میکنم باید هی تلاش کنم که بهترش کنم حس میکنم باید از همه دور شم و... چون نمیدونم!
نمیدونم که داری باهام خوب برخورد میکنی ازم انتظار داری یا میخوای بهم چیزی یاد بدی یا هرچی! نمیدونم!
ولی من روی قول ات شدید حساب کردم تو قول دادی که اگر یه روز ازم خسته شدی میشینی جلوم مستقیم میگی بهم بدون هیچ گوستینگ و هرچی! پس تنها چیزی که ته دلم خوش میکنه همونه!