خوبه اینجا هست که وراجی کنم!
چرا باید یکی بترسه از اینکه من خبر دار شم ب رو اذیت کنه! مگه چیکار میکنین ب رو؟! حمال ها!
دو روز باز نبودم تصمیم گرفتین برنین
یه چیز جالبی بودش الان یادم اومدش گفتش والا من زیاد هولش نمیدم که بره کمک بگیره اگر رفت رفت اگر نرفت اهمیت نمیدم تازه به طرف گفتم من این آدم نمیفهمم چیزی که من دقیقا برعکس اش انجام دادم! خیلی بحث ها کردم خیلی تلاش کردم که یه نفر بمونه یا هرچی! یادم یه بار نوشته بود باید ۵۰ بار بگی نگهش دار تا شاید نگهش دارم اینقدر که از دستش عصبانی ام! نمیدونم! شاید من اشتباه میکردم که تلاش میکردم؟ باید میکشیدم عقب؟! چی بگم!
....
امشب داشتم یه چیزی میخوندم از قدیم و اینطوری بودم اومممم چقدر کار خوبی کردم که اون کار کردم! و چقدر هر دفعه باید به خودم یاد آوری کنم یک سگ هار باش تا یه کیوت مهربون هیچ کس ارزش مهربونی ات نداره! پرو پر توقع و بی ادب باش ! یحتمل همینه دیگه!؟
نمیدونم چرا! ولی هی اینطوری ام!
....
وای اینقدر ناراحت شدم ۶ نفره دیدمشون ! دلم برای ۹ یا حتی ۱۲ نفره دیدنشون تنگ شده! عزیزای دلم! بعد آخه وای اون مرد چرا اون بلا سرش اومد نمیدونیم زنده س مرده است! ای سگ توروحشون! ای ...
چی بگم!
اینم از ملون و ماما و ااا . شانس مایه! اون که پاش اونطوری شد اینام که ۶ نفره!
.....
واقعا ازش لب گرفته؟ حرفی ندارم!
....
باید عرض کنم که انتظار یه فیلم خفن مثل دیچمنت رو داشتم ولی با یه ک...شر رو به رو شدم! جیزز من! آخه! چی بگم! لطفا از کلمه چی بگم و من باب استفاده نکنید تا اطلاع ثانویه مال منن!
اره داشتم میگفتم! تنها چیزی که گفتش و جالب بود تو کل یک ساعت و نیم همونجایی بود که آره طرف یه کاری میکنه ولی گردن نمیگیره! همین مشکل همین گردن نگرفتن است!
اگر گردن گیرتون خراب باشه به قولی مسئولیت پذیر نباشین و بزنین زیرش بگین وا؟ ما؟ ماکه کاری نکردیم تقصیر خودش بود و فلان و خودتون بری از هر چیزی بدونین این رو اعصاب!
جدا از اون کاری که این داداشمون آخر فیلم با این داداش دیگمون کرد هر لحظه فکر میکنم قراره این دوست عزیزمون با این بکنه! یعنی هر لحظه اینطوری ام همونقدر به گ.... به وجود بیاره! ولی نمیتونم اثباتش کنم! چی بگم!
اره خلاصه!
فیلم چرتی بود و دل درد ام هنوز خوب نشده! نمیدونم چرا یهو گفتش سکوت کن من که چیزی نگفتم اون پرسید! و خب آره میخوابیم اگر بتونیم بخوابیم!
...
آقا من میخوام یه تیکه ای به یه شخصی بندازم ولی قصد ندارم در دنیا واقعی اینو بگم و الخ! صرفا میخوام همینجا فقط یادداشت اش کنم و بسپارم به دست باد!
اونم اینکه آره الان بدو بدو میره تو دفتر خاطراتش یادداشت میکنه که برای بقیه بعدا تعریف کنه که میدونین ب به خاطر من اومد ارشد درس داد و مقطع عوض کرد وگرنه که قصد اش نداشت!
بعد باز میره تو دفترش یادداشت میکنه من چون به هیچ کس اعتماد نداشتم و نمیتونم اعتماد کنم واسه همین کل خاطرات ام به اولین نفری که میبینمش و نمیشناسم اش میگم! فقط چون اعتماد نمیتونم بکنم ها!
اره اینا حرفای خیلی زشتی هستن بچه ها که نباید بزنیم به هیچ کس تحت هیچ شرایطی صرفا خواستم اینجا بنویسم!