حالت ب....رم عمیقی در من رسوخ کرده که اینطوری ام عه! این دختره فصل پیششه؟ خب چیکار کنم! عه الان اون پیشش بازم چیکار کنم! عه یکی بهش گفت فضول دروغگو؟ باز چیکار کنم! عه باور اش نداره!؟ باز چیکار کنم!
عه برداشت گفت من رابطه ام باهاش سطحی و علاقه ای بهش ندارم و اعتقادی بهش ندارم؟ خب بازم چیکار کنم!
کلا اینطوری ام چیکار کنم! یا خودش میفهمه یا من دیگه بهش نمیگم!
عجیبه!
یه چیزی میخواستم بگم یادم رفت ولی خب اونم به تخ..ممم ! والا!
آممم آپدیت بدم اینجا و برم!
طبق اتفاقات جدید فکر میکنم این اسکل داره فکر میکنه اون اسکل داره کنترل میکنه در حالی که خودش داره مورد کنترل شدن قرار میگیره!
ما چی؟
ما هیچ ما تماشا ما پرپوزال!
...
نیو آپدیت!
اون متن پیامی که برام فرستاد تقریبا برای ۵ نفر با ۵ ایده متفاوت و در سطوح مختلف زندگی و الخ خوندم و هر ۵ نفر اینطوری بودن که آره این دنبال یه حاشیه ای چیزیه! عین طوطی یه چیز تکرار میکنه و حرفا و لحن خودش نیست و عمرا نمیتونه همچین چیزی بنویسه! و علاوه بر اون فکر نکنم ب برداشته گفته بهش که اینا رو برو به آرتا بگو ولی از لحن اون توی صحبت هاش استفاده کرده! و این کاملا برای همه واضح مبرهن و عجیبه!
همه اینطوری ان که حرفاش تو ۲ کلمه خلاصه میشه حسادت و چالش و حاشیه و گرو کشی پیش این و اون که این این حرف زد اون اون حرف زد و... عجیبه!