من نمیدونم چرا همه نشستن دورم دارن میخونن خونه ما مار داره عقرب و سوسمار داره ایشالا بسوزی ایشالا بسوزی!
هرکی یه چیزی میگه! یکی میگه وا بسه هرچقدر خوندی ولش کن
یکی میگه المپیاد چه اهمیتی داره
اون یکی میگه فکر میکنی ما قبول میشیم؟ ما واسه خنده و تفنن اش داریم میریم معلومه قبول نمیشیم
اون یکی میگه ایشالا قبول نشی
این یکی دیگه میگه برو بگو عقلم همینقدر اصلا عقل و ایکیو ام بیشتر از این نیست حالا بقیه که خوندن چی شدن
رد میشن میگن واه خب یه دقیقه باهامون بیا بیرون بسه هرچی درس خوندی
اون یکی دیگه راه میره میگه نمیخوای بخوابی؟ بخواب بابا
حالا یه ساعت بیا بازی و...
نمیدونم تنها کسی که بهم باور داره که ممکن تو المپیاد چیزی بشم مامانمه! تنها کسی که دلش روشنه و برام مطمعن و میگه بخون بخون تو میتونی!
بقیه اینطوری ان که واه! حالا که چی واه خب چیکار کنیم واه عمرا نمیتونی واه واقعا بدرد نمیخوری
و من اینطوری ام آقا حرف زدن بلد نیستین حرف نزدن هم بلد نیستین؟
آقا من خر من خنگ من غیر المپیادی من بیشعور من بی سواد خالص من اصلا کی انتخابم کرده واسه همچین چیزی من ارزش ندارم واسه این رشته و... هرچی !
ولم کنین دیگه بزارین گهم بخورم بزارین بخونم چیکار دارم بهتون!؟
ای بابا خسته شدم!
از این ور باید جون بکنم درس بخونم از اون ور دانشگاه از این ور ب میگه یا المپیاد یا نه از اون ور دیگه بقیه ام دست گرفتن خونه ما مار داره بابا ولم کنین ۹ روز بزارین گهم بخورم یا گهی میشم یا میرم انصراف میدم میشینم گوشه خونه شماها همگی شادی کنین بگین دیدی ما درست میگفتیم تو مال این حرفا نیستی تو هیچی نیستی تو باختی تو فلان تازه به حرف شما هم میشه همش میگین این خوند چی شد حالا منم نمیخونم که چیزی نشم! تموم شد رفت
بسه دیگه! منم یه جونی دارم! دارم از استرس هلاک میشم شب خواب ندارم صب خواب ندارم زندگی ندارم از استرس دارم خفه میشم تو خواب گریه میکنم همش دارم پام با سرعت نور تکون میدم دور خودم راه میرم امروز دو بار میترسیدم به مرز پنیک برسم دندون هام بهم میخورد نفس ام نمیومد گیر میکرد رفتم تو تاریکی زل زدم میگم داداش آروم باش چیزی نشده
معده ام ریده
اه! چرا واقعا!؟ چیکار کردم که هی میگین ایشالا بسوزی ایشالا بسوزی بسه دیگه بسه!
فان بود خندیدیم!
من دارم تمام جونم میکنم تا حداقل به خودم ثابت کنم ارزش اش دارم نمیتونم؟ اجازشو ندارم؟ حق ندارم؟ حق ندارم بشینم درس بخونم!؟
هوف! هی بخند هی هیچی نگو بسه دیگه! بسه ! بسه بسه! اینقدر نگین نمیشه اینقدر نگین خب که چی ! اصلا بحث ب نیست
تنها کسایی که بهم ایمان دارن مامانم و ب هستن
واقعا ولی دارم خل میشم!
عید یه طور این ور یه طور بابا دارم درسم میخونم جدی! یهو یکی راه میره میگه تو که درس نمیخونی خودت مسخره کردی!
بعد میگن ما؟ ما کاری به درس خوندن ات نداریم درست بخون !
بزارین بخونم پس! بزارین بخوننننمممممممممممممممممممممممم
یه بار تو زندگیم میخوام درس بخونم بزارین بخونم! هوف!
کلافه ام!