همه چیز خوب بود داشتم از خودم میپرسیدم حالت چطوره بهتر شدی یا داری ادا در میاری چیه چطوری چیزی احساس میکنی
از حرفای ب خوشحال بودم
داشتم به همه چی فکر میکردم
یهو اینطوری بود که دارم تو مغزم از عمق وجود فریاد میکشم دلم میخواست فریاد بکشم جیغ بزنم گریه کنم
نمیدونم چه مرگم شده
فقط انگار باید یادداشت اش کنم
یهو حس کردم خاطراتم دارم از دست میدم
یهو کل مغزم حس کردم سفید شد
پشت سرم یه طوری بود
حس میکردم دارم در برابر چیزی مقاومت میکنم
نمیدونم چطوری بود
دلم میخواست فریاد بکشم
خواب های قبل یاد آوری میکردم
انگار یهویی سفید میشد
یهو مثل تلویزیون رنگی یه چیزی میومد یه خواب بعد باز همه چی سفید سفید
دلم میخواست بگم مامانم میخوام
نمیدونم دلم چی میخواست
کل قضیه ها از این شروع شد که دلم میخواد گردنم با کاتر ببرم یا نه
نمیدونستم
نمیدونستم هنوزم دلم میخواد بمیرم یا نه فقط داشتم فکر میکردم اون روز که بین درخت ها تا همه جا تاریک بشه گریه کردم چه حسی داشتم
بعدش چه حسی داشتم
قبلا چه حسی داشتم
الان حس ترس میکنم
از چی میترسم
چی شده
خوبم
من خوب شدم
حالم خوبه
نباید به حس های گذشته فکر کنم
همه چی خوبه
یهو اینطوری بودم من میترسم
میخوام گریه کنم
چشمام باز کردم همه چی بی معنی بود
فقط مرور میکردم
جلوت چیه
متکا
زیرش روسری
این یه بخشی از پتو
یکی تو حال داره حرف میزنه
چی قراره یادم بیاد
چه حسی داره اتفاق میوفته
بفهم چی هستی
چشمام افتاد رو هم
همه چیو یه گوشه مغزت یاد داشت کن
زیر پتو بازی دارم خفه میشم
یکی دستش انگار گذاشته رو گلوم
شایدم یکی انگار سرم کرده زیر آب داره تو آب فشار میده تا خفه شم
منم دارم فریاد میزنم
دارم میخندم یا درخواست میکنم من از زیر پتو در بیار دارم خفه میشم؟
دارم خفه میشم؟
چرا چشمام افتاد روهم خوابم نمیاد
چشماموباز میکنم
سرم کجه
زل زدم به کمد های رو به رو
نمیفهمم
تابلو
دیوار
کمد
رنگ هاش میتونم بفهمم
صدا هنوز میاد
توی چشمام حس میکنم حسی نیست
نمیخوام تکون بخورم
میخوام به یه نفر فقط زل بزنم
میخوام گریه کنم؟
نمیدونم دلم چی میخواد
همه چی انگار توی یه موجه شایدم جلو چشمم ستاره میپره
نمیفهمم
هنوز پس سرم یه طوریه انگار بهش فشار اومده سره؟ گز گز میکنع؟ نمیدونم
نفس هام عادی
صداش نمیشنوم
از صدای قطار بدم میاد
چم شده
فردا اتفاقی نمیوفته؟
فردا چی شده.
چرا فردا نمیشه!
ترسیدی
از چی؟
چی شده
گیجم